بُرزو منو به زور کرد

قسمت 451 تا 455 رمان #مادر_شدن_عجیب_من (این داستان متعلق به ادمین نی… ,  
یادداشت های صحرا-برگ پنجم ,  
برگ پنجم – ::: صحرا ، مثل هیچکس :::-یادداشتهای صحرا , علل خیانت زنان به مردان – دلایل

یانت زن به مرد – خیانت زناشویی -… , اگر همه اعضای آریان به دنبال جدایی باشند، ما حرفی نداریم | موسیقی… , قسمت 416 تا 420 رمان #مادر_شدن_عجیب_من (این داستان متعلق به ادمین نی… , حرف های عجیب پیرمردی که به زور دخترش به کنسرت خواننده سرشناس ایرانی… , ساعت به وقت جوونی! – گف خودُم , رمان کی فکرش رو می کرد,رمان جدید-مسعود , ساعت به وقت جوونی!به زور دو قدم برداشتم. برزو جلوم ایستاد با غیض و غضب و چشماش را دریده کرد. گفتم: برو کنار. برزو خانی که باش. برای من دیگه هیچکی نیستی. با دوتا دستش جفت بازوهام را سفت… , که برزو منو دوست داره و منو خواستگاری کرد (البته بعد از دو سه باری که منو دیده بود)و وقتی فهمیدم که برزو کارمند رسمی هم هست و کمی هم پول داره و کمی هم تعریف خانواده اش… , که برزو منو دوست داره و منو خواستگاری کرد (البته بعد از دو سه باری که منو دیده بود)و وقتی فهمیدم که برزو کارمند رسمی هم هست و کمی هم پول داره و کمی هم تعریف خانواده اش… , نمیدونم واقعا قبل از اینکه خدایی نکرده بخواد بهم خیانت کنه چطور باید این مشکل رو حل کنم.ممنون میشم راهنماییم بفرمایید پاسخ مشاور: باید به صورت غیر مسقیم دوستانی رو براش… , یک جمع 10نفره که متوسط سن‌شان در آخرین آلبوم آریان بالای 30سال بوده، به زور همکاری کرد؟ مگر اعضای آریان تمام رفتارها و تفاوت نوع توجه شرکت ترانه شرقی به گروه را با نوع… , یکی هم بسنده نکن. بین این خاله خان باجیا� دستم را گرفت و به زور از رو پله ها بلندم کرد و رفتیم توی کلبه که یهو صدای تلق و تولوقی از پشت کلبه اومد. برزو گفت: یکی داره… , . حرف های عجیب پیرمردی که به زور دخترش به کنسرت خواننده سرشناس ایرانی آمده بود/ سورپرایزهای علی زندوکیلی برج میلاد را ترکاند/ گزارشی از شب کنسرت متفاوت گروه زند روی… , بی احتیاطی راننده ماشین انحراف به چپ پیدا کرده خدا رو شکر به سلامت رسیدم خوابگاه بعد رسیدم خوابگاه فهمیدم اتاقمون که ظرفیت خودش 6 نفره و به زور 8 تخته شده رو بجز ما 4… , مغرور که باتعجب داشت منو نگاه میکرد. دهنش رو باز کرد حرف بزنه که زود تر گفتم : -ببخشید فکر کنم می خواست ضایعم کنه چون تا گفتم ببخشید یه نگاه به خودش که جلوی در وایساده… , محض خالی نبودن عریضه! دلم تنگ شده واسه نوشتن…. از چی براتون بگم از میانترم بیو که فک میکردم خوبه اما نمره ام داغون شد یا از ایمنی عملی که فک میکردم به زور11-12 بیارم…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *